Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
شنبه 3 آبان 1399 - 09:46

فریب‌هایی درباره موضوعات مهم زندگی

فریب‌هایی درباره موضوعات مهم زندگی

چی باعث می‌شه احساس موفقیت و خوشبختی بکنیم؟ چه چیزهایی توی زندگی برامون مهم هستن؟ ممکنه درباره اهمیت این موضوع‌ها خودمون رو فریب داده باشیم؟

.

یعنی اون قدرها هم که فکر می‌کنیم با نشون می‌دیم برامون مهم نباشن و توی ارزیابی میزان اهمیت اشتباه کرده باشیم. ما این توانایی رو داریم که خودمون رو شخص ثالث فرض کنیم. برای همین می‌تونیم فریب بدیم خودمون رو، قضاوت کنیم، تنبیه یا تشویق کنیم و … . اگر درباره‌ی موفقیت و خوشبختی هم خودمون رو فریب داده باشیم چی؟ چطور می‌شه از این فریب‌ها خلاص شد؟ اگر موفقیت چیزی که فکر می‌کردیم نیست پس چیه؟

نظر دیوید بروکس چیه؟


دوید بروکس نویسنده، منتقد و تحلیل‌گر شناخته شده‌ایه. سابقه‌ی طولانی‌ هم در نوشتن برای نیویورک ‌تایمز، وال‌استریت ژورنال، واشنگتن تایمز، نیوزویک و تدریس در دانشگاه ییل داره. ما در اپیزود شانزدهم بی‌پلاس از دیوید بروکس کتاب جاده شخصیت رو تعریف کردیم. 
بروکس "فروتنی" رو صفت کلیدی برای موفقیت می‌دونه. فروتنی هم براش بیشتر از عملیه که مقابل بقیه انجامش می‌دیم. بیشتر به معنی پذیرش درونی ضعف‌ها، کاستی‌ها و نقص‌هاییه که بخش ناگزیر ذات ما هستن.
یکی از حرف‌های اصلی بروکس اینه که جامعه‌ی امروز به شدت به سمت فردگرایی پیش می‌ره و این مسیر به ما آسیب‌ می‌زنه. ما ضعف‌ها و اشتباهاتی داریم که باید با فروتنی بپذیریم. باید قبول کنیم که ما خودمون رو فریب می‌دیم و این فریب‌ها باعث می‌شن فردگرا و منزوی بشیم.
دیوید معتقده که ما درباره چند موضوع مهم زندگی خودمون رو فریب می‌دیم. اولین فریب اینه که تصور می‌کنیم موفقیت‌های شغلی راضی می‌کنن ما رو و حس خوشبختی می‌دن به ما. فریب دوم می‌شه خودکفا‌یی. باور به این که می‌تونیم مایه شادی خودمون باشیم. وقتی می‌‌افتیم ته دره، می‌تونیم تنهایی خودمون رو نجات بدیم. فریب سوم اما چیه؟ اینکه اگه برسیم به موفقیت، شاد می‌شیم. یعنی ما هدف رو اشتباه تعریف می‌کنیم، مسیرمون برای رسیدن رو هم اشتباه می‌ریم و واکنشمون بعد از رسیدن رو هم اشتباه ارزیابی می‌کنیم. همه این فریب‌ها موجب انزوا و دوری ما از دیگران می‌شن.
همین مدلی دیدن و استدلال کردن باعث می‌شه که بروکس بحران اجتماعی و ارتباطی رو بذاره بالای فهرست بحران‌های بشر امروز. توی تصویری که دیوید از جهان نشون می‌ده ما از هم جدا افتاده‌ایم. هرکس، چیزی برای خودش می‌خواد و به فکر دیگران نیست. این فردگرایی مفرط به زندگی اجتماعی ما صدمه زده و باعث شده که تعهدمون به کارهای جمعی کم‌تر بشه.

راه حل چیه؟
ما برای برای اینکه حس خوشبختی داشته باشیم نیاز داریم از شر فریب‌های سه گانه (موفقیت شغلی، خوکفایی، شاد بودن) خلاص بشیم. این راه حلیه که دیوید پیشنهاد می‌ده. می‌گه برای نجات از بیهودگی و ملال لازمه تشکیلات اجتماعی و تعهد اجتماعی داشته باشیم. لازمه برای اهدافی بزرگ‌تر از دست‌آوردهای فردی، تلاش کنیم. و برای اینکه این اتفاقا بیفته باید اهل بخشش، وفاداری و کمک کردن باشیم. این‌ که منتظر باشیم یک نیرویی بیرونی ـ‌دولت‌ـ به تمام مشکلات ما رسیدگی بکنه، ویران کننده است و زیرساخت‌های جامعه رو نابود می‌کنه. بگذریم که دست یافتنی هم نیست.
دیوید نشون می‌ده که دست به ‌کارشدن و همکاری ما برای رفع مشکلات‌‌ نه فقط از پسرفت جلوگیری می‌کنه که حتی باعث پیشرفت هم می‌شه. مثل وقتی مدرسه‌ای خوب کار نمی‌کنه، وقتی درمانگاهی در محله درست عمل نمی‌کنه، اعضای محله دست به‌ کار می‌شن و با هم مشکلات رو حل می‌کنن. اگه این همکاری نباشه و انتظار داشته باشیم که دولت یا یک گروه دیگه مشکلات محله رو حل کنن، خطای بزرگی کردیم.

چطور باید همکاری رو شروع کرد؟
این مدل همکاری‌ها یه پیش شرط داره. یعنی اگه می‌خوایم که آدمای مختلف بیان با هم همکاری کنن، لازمش اینه که اعتماد اجتماعی وجود داشته باشه. وقتی توی خانواده و بعد بین هم محله‌ای‌ها اعتماد وجود داشته باشه، همه به فکر هم هستن. مردم از خونه و دارایی همسایه مواظبت می‌کنن، همسایه و دوست و هم محلی رو به دکتر و درمانگاه می‌برند و برای امن کردن محله دست هم رو می‌گیرند.
خلاصه اینکه اگر دنبال سلامت اجتماعی و روانی هستیم و حس خوشبختی می‌خوایم باید بریم سراغ رفاقت. رفاقت‌هایی که توش وفاداری و اعتماد باشه. این مدل رفاقت می‌تونه آدما رو از انزوا و فردگرایی نجات بده.

استدلال بروکس اشکال داره؟
یک انتقاد از دیوید بروکس اینه که تمام عوامل اثرگذار روی بی‌تفاوتی اخلاقی رو نمی‌بینه و مقداری تک بعدی مسئله رو مطرح می‌کنه. مثلا به نقش اقتصاد در تحریک فردگرایی و بی‌تفاوتی اشاره‌ای نمی‌کنه. یا اینکه بی‌تفاوته نسبت به ایدئولوژی زیربنایی در جامعه سرمایه داری مثل آمریکا. و نمی‌بینه نقشی که این ایدئولوژی داره روی بیشتر شدن تمایل به فردگرایی. حرف اینه که وقتی توی بحث و استدلال از نظر اجتماعی چپ‌گرا و از نظر اقتصادی راست‌گرا باشین، خیلی مسیرتون درست نیست. کاری که دیوید بروکس می‌کنه.
نقد دیگه استفاده نادرست از آمار و اطلاعاته. منتقدا می‌گن دیوید نادیده گرفته تغییرات مثبتی که در نسل جوان آمریکایی اتفاق افتاده. بر خلاف تصویری که دیوید ارائه می‌کنه نسل جوان گرفتار فریب‌های منجر به فردگرایی نشدن. آمار می‌گه جوون‌های آمریکایی بیشتر از پدرانشون درگیر فعالیت‌های داوطلبانه می‌شن. با سبک‌های زندگی متفاوت بیشتر مدارا می‌کنن. این مدارا معنیش اینه که جوون‌های امروز خیلی بهتر تفاوت‌ها رو درک می‌کنن و می‌پذیرن. و با این پذیرش راحت‌تر همکاری می‌کنن توی جامعه.

ارسال نظر

خوش آمدید

نیمکت برای یادگرفتن، همیشه جذابه. نوشتن از نیمکت جذابتره. خاطرات نیمکتی شما را خریداریم.

.

.

کتاب های صوتی

http://ketabava.inimkat.com/

.

لیتکهای مفید

ویترین کتابهای دبستانک

......

فروش اینترنتی لوازم بازی کودک

.....

رواشناس کودک و نوجوان

نیره غلامپور، مدرس دانشگاه

.....

آشنائی با رشته دامپزشکی

دکتر توحید زاهد، رزیدنت پاتولوژی دانشگاه شیراز

آمار

  • بازدید امروز: 77
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید کل: 62819

نیمکت سایت آموزشی ایران قدرت گرفته از سایت نیمکت - آموزش کسب و کار اینترنتی