Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
شنبه 3 آبان 1399 - 08:43

مدرسه چه چیزی را به یادت میاره؟

مدرسه چه چیزی را به یادت میاره؟

تعداد قبولی ها در دانشگاهها ملاک سنجش توسعه یافتگی نظام آموزشی است نه کیفیت و سطح توانایی های روانی افراد.‌

با تقدیس جایگاه معلمانی که با عشق برای فرزندان این سرزمین قلم زدند. اما با کمال تاسف کسانی بودند و هستند که در کسوت معلمی ظاهر نشدند و لطمات غیر قابل بازگشتی به کودکان ما وارد کردند .
بیانی دیگرگون از خاطرات شما:
گفتگویی متفاوت و بی تعارف داشتم با بچه هایی که دوران مدرسه را پشت سر گذاشتند، شنیدن تجربه های مشابه گروه بیشماری از دانش آموزان سالهای نه چندان دورِ این جامعه،به واقع جای تعمق داره.
یک‌تجربه با تکرار در گروهی از دختران و پسران:
کلاس اول بودم، نمیدونستم مدرسه چه جور جایی هست، مامان منو تا حیاط مدرسه همراهی کرد، کلاس ها با اسامی میوه ها از هم تفکیک شده بودند ، یادم میاد من توی کلاس توت فرنگی بودم ، یک چیزی مثل گردنبند زندانی ها که توش یه توت فرنگی زشت بود ، انداختن گردنم.‌رفتم تو صفِ توت فرنگی ایستادم، می ترسیدم، تو دلم انگار رخت می شستن. رفتیم توی کلاس، یک خانم سیاه پوش با ابروهای تو هم رفته و چشمهای گرد شده داد زد ، بشین سرِ جات. قلبم تو سینه می کوبید، زمانی نگذشته بود که صدای گریه از ته کلاس اومد ،یکی با گریه می گفت ،من مامانمو می خوام، یه دفعه متوجه شدم با موهام که توی دستهای همون خانمِ سیاه پوش بود، به سمت در پرتاب شدم. کلمات زِبر و تلخی تو گوشم گفت: بیرون باش تا یاد بگیری چجوری بشینی، داشتم قبض روح میشدم ، بی هدف تو راهرو می رفتم انگار دنیا تموم شده بود.
یک آدم بزرگِ دیگه پیداش شد، گفت برو سرِ کلاس، اومدم برگردم که دیدم در هر کلاسی رو که باز می کنم، اسمش یه میوه مزخرفِ دیگه بود، گم شده بودم و برای من این گم شدن به معنای از دست دادن مامان و خونه و همه چیزی بود که بهش تعلق داشتم. بغض توی گلوم پُر بود ، اشک هام می ریخت که دیدم بغلِ درِ کلاس توت فرنگیِ مسخره هستم. با ترس و وحشت رفتم توی کلاس، اما دیدم بوی دستشویی کلاس و پُر کرده ، گویا یکی از بچه ها از ترس خودشو خراب کرده بود....من از اون روز از مدرسه تنفر دارم ، همیشه این جمله را به مامانم می گفتم : "مامان خوش به حالت که شوهر کردی، مدرسه نمیری"
من هنوز هروقت اول مهر میشه ، توی دلم رخت می شورن .. خوشحالم که هرگز اون فضای وحشتناک را دوباره تجربه نمی کنم.
نظام آموزشی که صحت و سلامت روان افراد اعم از شاگرد و معلم برایش جایگاهی ندارد، قطعا تنها با تعداد معلمان و تعداد فارغ التحصیلان و تعداد مدارس ، خود‌ را ارزیابی می کند. تعداد قبولی ها در دانشگاهها ملاک سنجش توسعه یافتگی نظام آموزشی است نه کیفیت و سطح توانایی های روانی افراد.‌ 
دکتر رویا نوری
جامعه شناس و محقق حوزه آسیب های اجتماعی با تمرکز بر اعتیاد در حوزه زنان و خانواده
مدیرعامل انجمن یلدایاران مهر با هدف توان افزایی گروههای در معرض خطر

ارسال نظر

خوش آمدید

نیمکت برای یادگرفتن، همیشه جذابه. نوشتن از نیمکت جذابتره. خاطرات نیمکتی شما را خریداریم.

.

.

کتاب های صوتی

http://ketabava.inimkat.com/

.

لیتکهای مفید

ویترین کتابهای دبستانک

......

فروش اینترنتی لوازم بازی کودک

.....

رواشناس کودک و نوجوان

نیره غلامپور، مدرس دانشگاه

.....

آشنائی با رشته دامپزشکی

دکتر توحید زاهد، رزیدنت پاتولوژی دانشگاه شیراز

آمار

  • بازدید امروز: 51
  • بازدید دیروز: 226
  • بازدید کل: 62793

نیمکت سایت آموزشی ایران قدرت گرفته از سایت نیمکت - آموزش کسب و کار اینترنتی