Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
دوشنبه 28 مهر 1399 - 18:53

عمه یا پدر؟ الگوی تغییر

عمه یا پدر؟ الگوی تغییر

نوشته: هومن مزین منبع: در تلگرام dotDE

سالم بود که عمه ام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه داره آبروریزی به پا کرد بعد فهمید فقط رابطه نیست، زن را عقد هم کرده و حامله است. مدتی دعوا و جار و جنجال کرد. ۲۰ سالم که بود از هم جدا شدند. عمه ام ۵۶ ساله بود در آستانه بازنشستگی با سه بچه نوجوان و جوان.

‏۲۲ سالم بود که عمه ام بعد از بازنشستگی کلاس نقاشی ثبت نام کرد. نقاشی های که می کشید در حد بچه های دبستانی بود. در نظرم یک آدم داغون و شکست خورده بود به قول فرنگی ها یک لوزر به تمام معنا که حالا سر پیری یادش اومده بود با یک مشت بچه کم سن و سال همشاگردی بشه و نقاشی یاد بگیره.

‏پدرم در نظرم قهرمان بود. [با عمه ام] یک سال اختلاف سنی داشتند. همه چیز زندگی پدرم مرتب و منظم بود. بچه هاش درس خون بودند. کار و بارش منظم بود و کار و زندگی مرتبی داشت و کم کم آماده میشد برای بازنشستگی و استراحت.
در مقابل عمه ام همه چیز زندگیش روی هوا بود و حالا تازه رفته بود نقاشی یاد بگیره.

‏ده سال از اون زمان گذشت. ۳۲ ساله بودم. درسم تمام شده بود در شرکتی کار می کردم و داشتم زندگیم را کم کم می ساختم. اتفاقی با خواهرم تلفنی حرف می زدم گفت الان گالری هستیم رفتیم خونه بهت زنگ می زنیم. پرسیدم گالری چی؟ گفت نقاشی های عمه دیگه!
‏عمه؟ نقاشی؟
گفت آره دیگه الان خیلی وقته این کار رو می کنه. نقاشی هاش رو می فروشه یکی دو جا هم تدریس می کنه. خیلی معروف شده.
داشتم شاخ در می آوردم.

‏عمه ام تبدیل شده به الگوی خانواده. دو تا از خواهرهام بعد از لیسانس رشته هاشون رو عوض کردند و رفتند سراغ چیزی که دوست داشتند. یکی شون کامپیوتر رو ول کرد رفت مترجمی زبان یاد گرفت که کتاب ترجمه کنه. دومی علوم سیاسی رو ول کرد رفت سراغ معماری که از بچگی بهش علاقه داشت.

‏حالا بعد از چند سال که نگاه می کنم می بینم آدم لوزر من بودم که چنین دیدگاهی به زندگی داشتم و فکر می کردم از یه جای به بعد پیر هستی و نمیشه چیز جدید یاد گرفت و زندگی را تغییر داد و بعضی کارها را باید از بچگی شروع کرد، وگرنه دیگه خیلی دیره.


  • تاریخ: جمعه 22 فروردین 1399 - 09:56
  • نویسنده: مدیریت
  • صفحه: وبلاگ
  • بازدید: 250

ارسال نظر

خوش آمدید

نیمکت برای یادگرفتن، همیشه جذابه. نوشتن از نیمکت جذابتره. خاطرات نیمکتی شما را خریداریم.

.

.

کتاب های صوتی

http://ketabava.inimkat.com/

.

لیتکهای مفید

ویترین کتابهای دبستانک

......

فروش اینترنتی لوازم بازی کودک

.....

رواشناس کودک و نوجوان

نیره غلامپور، مدرس دانشگاه

.....

آشنائی با رشته دامپزشکی

دکتر توحید زاهد، رزیدنت پاتولوژی دانشگاه شیراز

آمار

  • بازدید امروز: 84
  • بازدید دیروز: 111
  • بازدید کل: 62202

نیمکت سایت آموزشی ایران قدرت گرفته از سایت نیمکت - آموزش کسب و کار اینترنتی